
باز شب بر آسمان آوار شدبین ما هر پنجره دیوار شدآنکه اول نوشدارو می نمودبر لب ما ، زهر نیش مار شدعیب از ما بود از یاران نبودتا کهxa0یاری یار شد، بیزار شدیاوری ها بار منت شد بدوشدست ها آغوش نه، افسار شدعاقبت با حیله ی سوداگرانعشق هم کالای هر بازار شدآب یکجا مانده ام ، دریا کجاستمردم از بس زندگی تکرار شد اردلان سرافرازxa0...
ادامه مطلب