نار داره

خرید بک لینک

دوستت دارم عزیز تر از جانم، دوستت دارم بی آنکه باور کنی، چون میدانم که میدانی، شاید می ترسی که باور کنی چقدر دوستت دارم، نمی دانم در پهنای اندیشه تو چه گذشته که اینطور چونان غزال، گریزانِ نگاهم هستی، شکار چشمانم، تو نمانی ولی این چشمان زیبا به ناز خدا می ماند، چونان تیشه فرهاد به نام بیستون. زیبای من، آنکس که در دام ناز نگاهت افتاد حیله چه سودش، غرور چه سهمش! آتش جانت آرامش جانش باشد، به غیر از این چه سودش. چرا معادله ام را هی نامعادله میکنی نازا، چیزی بنویس، چیزی برقصان که در این میدان بیارآمد، من در پی اندیشه تو نه جسم تو.

نازنیا در کشا کش ایام،در ناز جوانی ام با تو بوده ام با تو زیسته ام بی آنکه باشی، با ناکسان بودی و من با خیالِ تو کسان بوده ام، چگونه با تازیان های غرورت، توهمت جهلت بر منه نارسیده به جانان، تاختی. آنگاه که به تو رسیدم به دل بودی ولی تو بازیگوش با نامحرمان، و منِ نارفیق هم نارفیقی کردم اما به آن روشنای بی انتها، از آن روز که قبله کردم تو را، رو به تو هستم و جز این نسبت و مباد.آخَرَش... دل آنچه گوید که دلدار گوید، نارفیقی نکردم و نارفیق شدی، بی رحمی دیدی و با مَن شدی، این نشد راه رسیدن نازنین، ....

شاید وَقتِ دگر نَباشَد...

عدالت گم شده...

ما را در سایت عدالت گم شده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 20:18

صفحه بندی