نیست

خرید بک لینک

میتوانی بروی قصه و رویا بشوی
راهیِ دورترین نقطهی دنیا بشوی

ساده نگذشتم از این عشق، خودت میدانی
من زمینگیر شدم تا تو، مبادا بشوی

آی! مثل خوره این فکر عذابم میداد؛
چوب ما را بخوری، ورد زبانها بشوی

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم
من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی

دانهی برفی و آنقدر ظریفی که فقط
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گرهِ عشق تو را هیچ کسی باز نکرد
تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

در جهانی که پر از وامق و مجنون شده است
میتوانی عذرا باشی، لیلا بشوی

میتوانی فقط از زاویه ی یک لبخند
در دل سنگترین آدمها جا بشوی

بعد از این، مرگ نفسهای مرا میشمرد
فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی

مهدی فرجی


نیست نوشت:

من نیستم...نگاه کن، این باغ سوخته تاوان آتشی است که روشن گذاشتی...


برچسبها: نیست
+ تاريخ سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۶ساعت 8 نويسنده خط |
عدالت گم شده...

ما را در سایت عدالت گم شده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 12:38

صفحه بندی